این وبلاگ تا اطلاع ثانوی به روز نخواهد شد.
از همه ی دوستان عزیز می خوام که دعا کنند برام.
امیدوارم موفق باشین.
زود بر می گردم.
یا علی مدد.
بسم رب النون و القلم
گفت(رسول خدا-صل الله عليه و آله وسلم-): چون بنده اي گناه كند بر وي بنويسند.
اعرابيي گفت: اگر توبه كند؟
گفت: محو كنند.
گفت: اگر گناه را از سر بگيرد؟
گفت بنويسند.
گفت: اگر توبه نكند؟
گفت: بنويسند.
گفت: اگر توبه كند؟
گفت: محو كنند.
گفت: تا كي؟
گفت: تا بنده از استغفار ملال نگيرد خداي تعالي را از آمرزش ملال نباشد. و چون قصد نيكي كند فرشته
اي حسنه بنويسد پيش از آنكه انجام دهد، آنگاه زيادت مي كند تا به هفتصد و چون قصد معصيت كند
ننويسد، اگر بكند بنويسد و اميد عفو خداي تعالي بوَد.
اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فی ما بقی منه.
در خانه اگر کس است یک حرف... .
بسم رب النون و القلم
و اینک هنگامه ی رسالت توست یا محمد.
بخوان به نام خدایت.
آری بخوان به نام خدایی که آفرید بشر.
و از میان جمیع مخلوقاتش تو را برگزید.
ای پیمبر.
مگر نمی بینی دلها روشن شده، مگر نمی بینی حرا گلشن شده؟
بخوان..
ای محمد برخیز که دیگر باید از غار حرا به درون خلق خدا بروی.
نترس ما تو را از شر دشمنانت حفظ میکنیم.
برخیز که موقع رسالت توست.
آری تویی که خاتمی بر نگین انگشتری نبوت.
بخوان...
برخیز...
برخیز و انذار کن.
مردمت را انذار کن و بشارت بده.
ای بشیر و ای نذیر.
برخیز...
بسم رب النون و القلم
سلام
سلام و دو صد سلام به ایوان طلایت آقا.
همان ایوانی که همیشه می گویند«عجب صفایی دارد»!
اصلا آقا جان خوب شد بحث ایوان طلا شد.
نکند یک وقت ما کوله بارمان را از این دنیا برگیریم و ایوان نجف را نبینیم.
شما خیلی با صفایید.
از ایوان طلایتان خیلی صفایتان بیشتر است.
آقا خیلی هم مزاحم نمی شوم.
فقط یک ذره از شیرینی صفایتان را به ما بچشانید.
همین.
ببخشید آقا من خیلی بلد نیستم درست حرف بزنم.
میلاد مظهر العجائب امیرالمومنین علیه السلام و روز پدر بر تمامی مسمانان شیعه وسنی مبارک باد.
البته سنی های عزیز بهتر می دانند که عمد چندین بار گفت لولا علی لهلک العمر پس آنها باید خیلی
خوشحال باشند.
ولی بنده از یکی از علما شنیدم که برای اینکه مراسم جشن میلاد آقا امیر المونین علیه السلام کوتاه باشد،و
خیلی طول نکشد با جعل اسناد همین اخوان عزیز گفتند وفات حضرت زینب سلام الله علیها با میلاد
بسم رب النون و القلم
میگن یه روز یه پسری عاشق دختر پادشاه شد.
رفت خواستگاری دختر پادشاه.
پادشاه هم نه گذاشت و نه برداشت آب پاکی رو ریخت رو دست پسر بیچاره و جوابش کرد.
پسر کلی با خودش کلنجار رفت و بالاخره تنها راه رسیدن به خواسته اش رو پیدا کرد.
جوان عاشق ما به دروغ راه پارسایی رو در پیش گرفت و زد تو خط عبادت و زهد تا جایی که
بین مردم شهر به مستجاب الدعوگی مشهور شد.
پسر که اخساس می کرد شرایط مناسبه فرستاددنبال دختر پادشاه.
پادشاه برای بار دوم نه گذاست و نه برداشت ولی این دفعه بدون هیچ بهونه ای پسر عاشق رو
به غلامی خودش قبول کرد.
خبر که به گوش پسر رسید یه دفعه متبنه شد.
به خودش گفت: اینها همه اثر بندگی دروغینه، اگه بندگی راست باشه..!؟
از خواهش خودش صرف نظر کردو این بار درستو حسابی راه بندگی رو در پیش گرفت.
علامه حسن زاده گفتن:
این همه لطف خواجه با بندگی مَجاز ماست
ار به حقیقت آن بود خواجه به ما چه ها کند.
البته به نظر من و فکر کنم به نظر شما نظر علامه درسته؟!
بسم رب النون و القلم
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست
دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست
بسم رب النون و القلم
سلام،
سلامی به گرمی انتخابات.
شنیدین میگن تو اول بگو با کیان دوستی پس آگه بگویم که تو کیستی
درسته
آدم می خواد یه نفر رو واسه ی رفاقت هم که انتخاب بکنه باید اول ببینه رفیق آیندش با کیا رفت و
آمد داره.
راستی دقت کردین انتخابات دهم مثل یه تست واقعیه.
یه تست درست و حسابی با 4 تا گزینه.
کارشناسهای کنکور میگن باید تو تست زدن دقت کنید، یه گزینه ی غلط کاملا واضحه و با یه نگاه
میشه پیداش کرد.
البته این تست دهم یه فرق کوچولو با کنکور داره اونم اینه که توی این تست سه تا گزینه ی غلط،
کاملا مشخصه و فقط یه گزینه است که درسته و اونم کاملا واضحه واضحه.
برگردیم به همون ضرب المثل خودمون.
جدا باید حرف این قدیمیها رو با آب طلا نوشت.
من که طرفدارهای این گزینه ها رو بررسی کردم متوجه بعضی مسائل شدم.
به نظر من باید به کسی رأی داد که هم خودش و هم طرفدارهاش به جای سبز و زرد و...
رنگ خدا داشته باشن.
بهر ما باز اینزمان سور بــا سات آمده!
کاندیدای ناز ما چون هلوجات آمده!
هم جناحی جان بیا رهرو این جاده باش
روبرو آماده باش!
چند روزی با شما دور هم عیش مدام
چنجه هنگام ناهار بختیاری وقت شام
بعد، تخریب رقیب با ادب با احترام
ضربه هم گر می زنی ضاربی افتاده باش!
روبرو آماده باش!
از برای گفتمان نرم شو، خواهش بکن!
احتیاطاً همزمان صبحها نرمش بکن
بهر دور بازوان دائماً ورزش بکن
همچو من میلی بگیر در پی کبّاده باش
روبرو آماده باش!
بهر تبلیغات و نطق گاه تا زنجان برو
بهر تخریب رقیب جانب کرمان برو
خنده مثل پسته شو سوی رفسنجان برو
گاه آبـــــادان برو گاه در آباده باش
روبرو آماده باش!
جز به فحاشی مکن از دگر احزاب یاد
حزب آب و حزب خاک حزب آتش، حزب باد
هان نیفتد از دهن زنده باد و مرده باد!
بهر اعصاب رقیب دائما سنباده باش!
روبرو آماده باش !
کاندیدای ما چو هست کاندیدایی بی نظیر
آخر کــــــار آورد رای مبسوط و کثیر!
چونکه او رای آورد یا رئیسی یا مدیر
کی تو را گفته داداش کارمندی ساده باش
روبرو آماده باش !
همچو من از این نمد باش خواهان کلاه
مدح گو تا خوش شود حضرت عالیجناح(!)
بعد پیروزی سپس هر چه می خواهی بخواه
رانتها را هضم کن عین آقازاده باش
روبرو آماده باش !
به نقل از وبلاگ بوالفضول الشعرا
بسم رب النون و القلم
می گویند از آثار فقدان علما بی تابی زمین و آسمان است.
خداوند ما را از بلایای زمین بدون بهجتش حفظ فرماید، بهجتی که مایه ی بهجت اهالی زمین بود هر چند
آنان بی خبر بودند.
خدایش بیامرزد.


بسم رب النون و القلم
واقعا معذرت مي خوام كه اينطوري و با اين اسم شروع كردم.
ولي از حق نگذريم گاهي چيزي غير از اين هم به نظر نمي رسه.
بازهم معذرت.
يادم رفت بگم راجع به چي صحبت مي كنم.
موضوع داغ انتخابات.
زدم به هدف، نه؟
تازه از تنور اومده بيرون،خبرا رو مي گم.
«آخرين خبر، آخرين خبر.
يك نفر ديگر هم نامزد رياست جمهوري شد! حالا تعداد كانديداها به
چند و خورده اي نفر رسيده.
حالا ديگه شما حق انتخاب بيشتري داريد.
ازهر حزب وهر گروه يكنفر.
آقاي......... به نمايندگي از حزب خوانندگان پاپ.
آقاي......... به نمايندگي از حزب اين طرف.
آقاي......... به نمايندگي از حزب اون طرف.»
خدا مي دونه، تو اين چند وقته، شخصيت چند نفر ميره زير سؤال
تا بالاخره...
ولي خدايي نكرده اشتباه نشه. همه هم بد نيستند.خدا خيرشون
بده بعضي ها واقعا خادم مردمند.
بعضي ها واقعا مي خوان مطيع باشند. مطيع اوامر امام زمان(عج)
تبليغ نشه ولي من مي گم به همونايي رأي بدين كه امام زمان(عج)
بهش رأي ميده.
به نظر شما كانديداي موزد نظر امام زمان (عج) كيه؟
بسه ديگه.اصلا بذارين يه شعر از يكي از دوستام بذارم كه اين پست
روز قيامت باعث حسرت من نباشه!!!
يابن الحسن،آقا:
اي چشمه ي نور انشعاباتت كو؟
اي خانه ات آباد، خراباتت كو؟
در شهر نشانه اي زتبليغ تو نيست،
اي عشق، ستاد انتخاباتت كو؟
بسم رب النون و القلم
باز باران زد و پر كرد همي جام تهي، مست و به دور از همه دنيا و
به دور از همه غمها زده ام با طرب و عشق مي ناب بهاران كه چه
نوشين و چه شيرين و چه خوش طعم به هنگام بهاران و به
هنگامه ي باريدن باران.
به هنگامه ي باريدن باران، همه جا زنده شد و جان دوبارست كه
در كالبد آدم و اشيا و جهان، زير و زبر با همه ي عشق دميده است
در اين صبح سپيد است نسيمي بوزيدست و دلم را بربودست به
هنگام بهاران و به هنگامه ي باريدن باران.
به هنگامه ي باريدن باران، ببارد همه ي عشق و قشنگي خدا بر
سر ما، شور و نوا، روح وصفا در همه مخلوق خدا گشته نمايان،
به هنگام بهاران و به هنگامه ي باريدن باران.
و به هنگامه ي باريدن باران، همه ذرات وجودم متبلور شده از نم نم
اين مايه ي آزادگي روح، همه پنجره هاي دل تاريك به باران شده
مفتوح كه ديگر نبُود فرق ميان من و آن كوه، كه باريده به هر دو، اگر
چه بوَد آن كوه و منم خاك و منم خاك ولي مفتخرم گِل شده ام از
قطرات خوش بان به هنگام بهاران.
پ.ن:
قالب این شعربحر طویل است
بسم رب النون و القلم
اگر چه ناز تو دلبر زياده تر ز حد است
من خـــراب خريدار ناز تو هستم
من از كجا،تو كجا اي عزيز اي حاضر
اگر چه دور دستي، به فكر تو هستم
به عشق روي تو جانا گسسته افكارم
زخير هر چه كه در جنت است بگذشتم
«ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است»
تو خوبتـــر ز همـه خوبـها و من پسـتم
اگر چه ديدن تو آرزو شدست بدان
به خاطر تو دل آرام از هوي رستم
به خدمت تو بدن بخت نيك و اقبال است
چه مي توان بكنم كه نمي رسد دستم
بسم رب النون و القلم
شب وبي تابي و عشق.
دل مواج خراب.
من و باران بوديم.
باران شست گل باغچه را.
ميخورد قطره اش آرام به بام خانه.
باران را بوسيدم.
و گلان را بوييدم.
آب زيباتر از آن است كه من مي بينم.
آه مهتاب چه بي معرفتي!
كوله بارت بستي؟رفتي؟
كه نتابي به من و بارانم.
آه مهتاب چه بي معرفتي!

بسم رب النون و القلم
البته بر همه واضح و مبرهن است كه بنده نه منتقدم و نه نظريه پرداز
و…ولي بعد از ديدن فيلم اون هم نه يكبار بلكه دوبار در دو سينماي
مختلف و توجه به اون جمله ي اول فيلم كه مي نويسه اين فيلم يه
برداشت آزاد از يك حادثه است، دلم نيومد تا حداقل برداشت آزاد
خودم رو راجع به دومين اثر خارق العاده ي سينمايي ايران كه به نظرم
يه فيلم (منطد) بود بنويسم. حالا بعدا مي گم خدمتتون كه اين
منطد يعني چي!!
خوب مقدمه بسه بريم سرغ خود فيلم.
1- شايد فروش بي سابقه ي اخراجي هاي 2 كاملا قابل پيش بيني
بود. چون همه ي افرادي كه اخراجي هاي 1 رو ديده بودن منتظر ديدن
اخراجي هاي 2 البته جا داره يواشكي بگم اين افراد همون كل ايراني
و شايد هم برخي خارجكي ها بودن. 1 امتياز مثبت
2- شروع فيلم در حد هاليوود بود.عالي.يك نوع شروع غير قابل پيش
بيني براي بيننده. تا جايي كه بعضي ها تا چند دقيقه بعد از تيتراژ، هنوز
هم با همون صحنه هاي جنگ درگير بودن. 1 امتياز مثبت
3- يكي ها به بهترين نوع وارد 2 شدند. 1 امتياز مثبت
4- عشق، اين دنباله اي جدا نشدني فيلم هاي ايراني در
اخراجي هاي ۲ هم به وضوح به نمايش گذاشته شد. (……)
5- حسام كاوازوكي = كامبيز سوزوكي. آقاي ده نمكي خيلي قشنگ
ونامحسوس جاي خالي حاج مجيد سوزوكي رو با كاراكتر رسول
پركرد.ايول داره.1 امتياز مثبت
6- زير نويس فيلم در يك كلمه، يك اشتباه تايپیه كوچولو داشت كه اون
البته بدون در نظر گرفتن كلاس كار،مهم نيست.(….)
7- صحنه ي پرتاب سيگارها بي نظير يا حتي بي نظيرتر بود.اين صحنه
يكي از دو انتفاضه ي اين فيلم رو تشكيل مي داد. يكي انتفاضه ي
كفش و يكي هم خود همين انتفاضه ي سيگار كه اثر خوبي هم در
نتيجه ي داستان داشت. 1 امتياز مثبت
8- وقتي از بيننده ها مي پرسيدم اخراجي هاي 1 بهتر بود يا اخراجي
هاي 2 مي گفتن 1. كه به نظرم اين جواب چند تا دليل داشت:
شايد مايه هاي طنز و هيجان اخراجي هاي 1 بيشتر بود.
شايد داستان يك جذاب تر و واقعي تر بود.
شايد براي اخراجي هاي يك شوق بيشتري در عوامل سازنده بود و از
دل بر آمده بود لاجرم بر دل نشست.
يا شايد هم بيننده ها از آقاي ده نمكي توقع بيشتر از اين حرفها
داشتن.(….)

حالا نوبت مي رسه به شرح اون كلمه ي منطد.
منظور از اين كلمه اين بود كه اين فيلم كه يك فيلم
محصور،ناسيوناليستي،طنز و دراماتيك بود.
محصور از اين جهت كه فضاي فيلمِ در اسارتگاه باعث يك نواختي فيلم
مي شدو شايد يكي از دلايلي كه ببننده ها مي گفتن 1 بهتر از 2 بود
همين تنوع فضا در اخراجي هاي 1 بود.
ناسيوناليستي از اين لحاظ كه حس وطن پرستي رو در وجود آدم زنده
مي كنه.
طنز از اين جهت كه… نيازي به توضيح نيست.
و درام در يك صحنه كه خداحافظي با شكوه مجيد از اخراجي ها رو به
تصوير مي كشه.
در مجموع بايد به همه ي اونايي كه باعث شدند تا اين فيلم 30مرغ
نگيره گفت سيمرغ اخراجي ها همين آواي روح انگيز اي ايران اي مرز
پر گهريه كه آخر فيلم فضاي سينما رو پر مي كنه.
هميشه يا علي
بسم رب النون و القلم
انصاف هم خوب چيزيه.
چقدر تو پر رويي.
همه پيشرفت مي كنن تو بر عكس همه اي.
همه، همه ي تلاششون رو مي كنن كه اوسا كريم از دستشون راضي
باشه اما تو...، اي بي معرفت.
فقط بلدي نمك بخوري و نمكدون رو بشكني.پ
اصلا تو چرا انقدر به خودت مغروري؟
فكر كردي چه خبره؟ها؟
تو كه هر سال پس رفت مي كني و سال به سال بدتر از پارسالي.
پس انسانيت چي ميشه؟
87 هم رفت 9۷ هم كه بره تو با اين وضعت به هيچ جا نمي رسي.
بيچاره، دير بجنبي يه دفعه مي بيني رو دست مردمي و دارن واست
تلقين مي خوننا.حالا هي خودتو بزن به اون راه!!!
او، ببخشيد بلند بلند گفتم.
داشتم با خودم صحبت مي كردم.
معذرت مي خوام،يه وقت خدايي نكرده به دل نگيرينا، من حواسم نبود
داشتم بلند حرف مي زدم.
اصلا ولش كنيد بابا.
عيدتون مبارك باشه.
صد سال به اين سالا.
ان شا الله امسال ديگه سال ظهور مهدي فاطمه(عليهم السلام) باشه.
